دبیرستان غیردولتی پسرانه معراج اندیشه (متوسطه دوره دوم) اداره کل آموزش و پرورش استان همدان

وقایع بعد از عاشورا

وقایع شب یازدهم ماه محرم:

۱- شام غریبان کربلا

نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام است.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شبی تیره تر از سیاهی! شبی جانسوز که در آن تلخ ترین لحظات بر خاندان امام حسین علیه السلام گذشت.

 

آیا می شود رنج و سوز و مصیبت باز ماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد ویا حتی تصور نمود؟ آیا کسی درک می کند که دیدگان خونفشان عمه امام زمان علیه السلام و اهل بیت چقدر و چگونه برآن حضرت گریستند؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است؟

با چه زبانی و با چه لفظی می توان دل های شکسته، قلبهای جریحه دار ،ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی،و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان کرد؟

شام غریبان است! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند؛امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار،بدون سرورشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چه می کنند؟

 

تفاوت بین این دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب یازدهم؟دیشب چه سالاری داشتند؟دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند؟امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت؟زینب کبری سلام الله علیها آن شب چه حالی داشت؟از یک سو مراقبت از حجت خدا زین العابدین علیه السلام و همسران و و یتیمان برادر ،واز سوی دیگر به دنبال دختران گمشده!! همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند!

 

آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین علیه السلام . “سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور.”۱

 

۲- سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی

شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السلام در تنور منزل خولی بود در حالیث که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود.۲

۱. از زیارت حضرت زینب سلام الله علیها.

۲.فیض العلام:ص۱۵۵-۱۵۶٫

 

روز یازدهم ماه محرّم الحرام:

۱-حرکت کاروان اسراء از کربلا

عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند،و بر گشتگان خود نماز گذاردو آنان را به خاک سپرد. وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رابر شتران بی جهاز سوار کردند وسید سجاد علیه السلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند.هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السلام افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه وندبه برداشتند.۱

 

۲- تشکیل مجلس ابن زیاد

روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد .ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین علیه السلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.۲

 

۳. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه

عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السلام را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند.۳نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند . لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد ،و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.۴

۱.قلائد النحور:ج محرم وصفر ، ص۱۸۴٫ فیض العلام :ص۱۵۶٫ معالی السبطین:ج۲ص۹۰٫

۲.اعلام الوری:ج۱ص۴۷۱٫

۳.اعلام الوری:ج۱ص۴۷۱٫

۴.قلائد النحور:ج محرم و صفر ،ص۲۰۴٫

روز دوازدهم ماه محرّم الحرام:

۱- دفن شهدای کربلا

روز دفن بدن های مطهر سیذ الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ،توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است.۱

 

۲-ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه

روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است. ۲در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید،و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند.سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند ودر پیش چشم اهل بیت علیهم السلامحرکت دهند ،و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند.

 

مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و سر های بر نیزه و بانوان ومخدرات در هودج های بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند.زینب کبری ، ام کلثوم،فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان وقلوب دردناک ایراد خطبه نمودند،که عده ای از لشکربا دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند،اما هنگامی که خیلی دیر شده بود!!!۳

 

۳- روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام

شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال ۹۴هجری در سن ۵۷ سالگی واقع شده است،۴و قول دیگر۲۵محرم است که خواهد آمد.

۱.اعلام الوری:ج۱ص۴۷۰٫ الوقایع الحوادث:ج محرم ص۶۱٫٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۱۳۲٫

۲.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص۲۰۴٫ الوقایع الحوادث :ج محرم ص۲۵٫

۳.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص.۲۰۵٫

۴.توضیح المقاصد:ص۳٫

۵.الوقایع الحوادث:ج ۴ ص۶۳٫٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۲۵۶

 

روز سیزدهم ماه محرّم الحرام:

1- اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد

پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند،ابن زیاد در کاخ خود نشست ودستور داد سر مطهر امام حسین علیه السلام را در برابرش گذاشتند.آنگاه زنان وکودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که به طناب بسته بودند_وارد مجلس نموده ،در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.۱

 

۲– اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه

پس از مجلس شوم ابن زیاد،اهل بیتعلیهم السلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.۲

 

۳- خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه وشام

ابن زیاد به مدینه وشام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را منتشر ساخت.۳

 

۴-شهادت عبدالله بن عفیف

عبدالله بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بودو در جنگ های جمل و صفین دو چشم خود را از دست داده بود .لذا مشغول عبادت بود.

او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیهما السلام نسبت کذب می دهد ،از میان جمعیت بر خاست وگفت:ساکت باش ای پسر مرجانه ،دروغگو تویی وپدر توکه به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت،ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند .پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید.۴

 

۱.الوقایع الحوادث:ج۴ص ۶۳٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۲۵۶٫

۲. الوقایع الحوادث:ج محرم ص ۹۴٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۲۶۳٫

۳. الوقایع الحوادث:ج محرم ۹۶٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۲۶۳٫

۴.وقایع الحوادث:ج۴ص ۸۰،۸۷_۸۸٫

 

روز پانزدهم ماه محرّم الحرام:

۱-فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام

بنا بر بعضی اقوال ،در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام را به سوی شام حرکت دادند.۱البته بعدا اهل بیت علیهم السلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند.

۱.وقایع الایام :تتمه محرم،ص۲۸۱٫

 

روز نوزدهم ماه محرّم الحرام:

۱-حرکت کاروان کربلا به سوی شام

در این روز اهل بیت سید الشهدا علیه السلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند.۱زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسین علیه السلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام وقبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، وفقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.۲

۱. الوقایع الحوادث:ج۴ص۱۱۴٫

۲.ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام:ص۱۳۳٫

 

روز بیستم ماه محرّم الحرام :

۱- دفن بدن جون در کربلا

بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود وسپس او را دفن کردند.۱

جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به ۱۵۰دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

 

هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست .حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

 

جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

 

جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم.نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.

 

با آنکه جون پیرمردی۹۰ ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:”الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام. بارالها رویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما.

 

از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید.چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.۲

۱. منتخب التواریخ :ص۳۱۱٫

۲. وسیله الدارین فی انصار الحسین علیه السلام :ص۱۱۵

 

روز بیست وپنجم ماه ماه محرّم الحرام:

۱-شهادت امام سجاد علیه السلام:

در سال ۹۴بنابر قول مشهور ۱یا ۹۵ ه ق ۲ ،امام زین العابدین علیه السلام در سن ۵۷ سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالی بود که ۳۴ یا ۳۵سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جانگداز شهادت پدر و برادر ان و عمو وبستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش ،گریان بودند.

 

امام باقر علیه السلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش حضرت مجتبی علیه السلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء“سنه الفقهاء“گفتند.

در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد :۱۲ محرم ،۱۸ محرم،۱۹ محرم،۲ صفر.۳

۱.مسار الشیعه :ص۲۶٫ قلائد النحور :ج محرم و صفر،ص۳۱۵٫العدد الفویه:ص۳۱۵٫ زاد المعاد:ص۳۲۸٫ مصباح کفعمی:ج۲ص۵۹۴٫ مصباح المجتهد:ص۷۲۹و فیض العلام:ص۱۶۵٫ بحار النوار:ج۵۹ص۱۹۹٫

۲.اصول کافی :ج۲ص۴۹۱٫

۳.منتهی الامال :ج۲ص۳۷٫ الوقایع الحوادث:ج۴ص۲۷۸٫ مستدرک سفینه البحار:ج۵ ص۲۱۸

 

روز بیست وششم ماه محرّم الحرام:

۱-شهادت علی بن الحسن المثلث

در سال ۱۴۶ ه علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام در سن ۴۵ سالگی در زندان منصور _که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد _در حال سجده و در حالی که غل وزنجیر بر دست و پایش بود ، به شهادت رسید.۱

۱. الوقایع  و الحوادث :ج۴ص۲۸۷٫ منتهی الآمال :ج۲ ص۳۷٫مستدرک سفینه البحار:ج۵ ص۲۱۸٫

 

روز بیست و هشتم ماه محرّم الحرام:

۱- وفات حذیقه بن یمان

حذیقه از بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و از خواص اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود.پدر حذیقه در جنگ احد اشتباها به وسیله مسلمانان کشته شد.

 

حذیقه یکی از هفت نفری بود که که بر صدیقه طاهره سلام الله علیها نماز خواندند. اوصحابه منافق را می شناخت.منافقینی که پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را چیدند ومی خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط کندو به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را به سمع مبارک نبوی رساند.

 

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چون به محل مرد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدام ظرفی که داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد وفریاد ونعره زدن کردند. اما عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذیقه هم در کنار آن حضرت بود وسر انجام نقشه آن کوردلان نقش بر آب شد.

 

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن منافقین را به حذیقه معرفی فرمودند که عبارت بودند از اولی و دومی سومی و ابو عبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص و طلحه و سعدبن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابوموسی اشعری و مغیرهبن شعبه و ابوهریره،و حذیقه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود که غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذیقه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرفی کند.

 

لذا حذیقه بر جنازه هرکس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میت از منافقین بوده است. نکته جالب آنجا بود که دومی برای سرپوش گذاشتن برنفاق خویش و تبرئه خود از حذیقه می پرسید:”اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم.”۱

 

این بزرگوار چهل روز پس از خلافت امیر المؤمنین در مدائن از دنیا رحلت فرمود.۲او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنین علیه السلام باشند وایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند.

 

۲-تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد

در سال ۲۲۰ه امام جوادعلیه السلام به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند.۳

 

۳- ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک

بنابر نقلی ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است،که حضرت ام کلثوم علیها السلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.۴

۱. منتهی الآمال :ج۱ص۱۲۰ . اسد الغابه:ج۱ص۳۹۱٫

۲.مستدرک سفینه البحار :ج۵ ص۲۱۲٫ الوقایع الحوادث:ج۴ص۳۰۸٫ مراقد المعارف:ج۱ص۲۴۲٫

۳. ارشاد :ج۲ص۲۹۵٫

۴. قلائد النحور :ج محرم وصفر ،ص۳۳۲٫

 

روز بیست و نهم ماه محرّم الحرام:

۱- رسیدن کاروان اسرا ی اهل بیت علیهم السلام به شام

در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شام رسیدند .ابراهیم بن طلحهبن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیک شد ،و کینه هایی که از جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت:دیدی غلبه با کیست؟حضرت فرمودند :اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان واقامه بگو ،آن وقت میدانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است.۱

۱.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص ۳۳۶

 

تتمۀ ماه محرّم الحرام:

۱-نوشتن صحیفه ملعونه

در این ماه در سال ۱۱ه صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید. ۱ محتوای آن چنین بود که نگذارند خلافت وامامت مسلمین بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به علی بن ابیطالب علیه السلام برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمینه های غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند.با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم وستم به اهل بیت علیهم السلام را بنا نهادند،که به فرموده امام صادق علیه السلام “اذا کتب الکتاب قتل الحسین علیه السلام” ۲:”هنگامی که صحیفه ملعونه نوشته شد امام حسین علیه السلام به شهادت رسید.”

 

۲- وفات ماری قبطیه در ماه محرم سال ۱۵ ه (یا ۱۶ه)ماریه قبطیه رحلت فرمود.۳

ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با خواهرش شیرین ویک خواجه که برادر ماریه به نام ماپور بود و هزار مثقال طلا و بیست جامه حریر و دراز گوشی به نام یعفور و قاطری به نام دلدل ، در سال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه به رسم هدیه خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرستاده شدپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ماریه را به همسری خود برگزید ، و در محله “عالیه-”که آن را مشربه ام ابراهیم “ می گویند – منزل برای آن حضرت تهیه کرد و خداوند جناب ابراهیم علیه السلام را از این بانو به آن حضرت عنایت فرمود. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به خاطر ولادت ابراهیم علیه السلام بسیار اظهار سرور می فرمود و به آنان خدمت می نمود،و به دین جهت عایشه از حضرت امیر المؤمنینعلیه السلام بسیارناراحت و ملول بود .۴از عایشه نقل شده که گفت“من به ماریه حسد می بردم ، چون زنی بسیار زیبا بود.”سرانجام این حسادت باعث شد که تهمتی به جناب ماریه زد و آِیه ای در تقبیح این کار عایشه نازل شد، که در تفاسیر شیعه و سنی به تفضیل توضیح داده شده است. جناب ماری بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه طیبه رحلت فرمود.

۱. بحار الانوار :ج۲۸ ص۱۰۴٫

۲. بحار الانوار :ج۲۴ ص۳۳۶ ،ج۲۸ص۱۲۳،ج۳۱ ص ۶۳۵٫ تفسیر نور الثقلین:ج۴ ص۶۱۶٫ تآویل  الآیات :ج۲ص ۶۷۲٫

۳.ریاحین الشریعه :ج۲ ص ۳۴۲٫ البدایه و النهایه :ج۵ص ۳۲۶٫ ۴٫ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید:ج۹ص۱۹۵٫

۵.ریاحین الشریعه :ج۲ ص ۳۴۲٫الطبقات الکبری:ج۸ ص ۲۱۳٫ الاصابه:ص۳۱۱

روز شمار عاشورا

حدیث مهربانی

تدبر در قرآن

مطالب غدیریه

روز شمار غدیر 5 روز اول دهه

فکاهی واقعی

درس اخلاق (آیت الله خوشوقت)

«وَ اعْمُرْ قَلْبِی‌ بِطَاعَتِکَ‌ وَ لَا تُخْزِنِی بِمَعْصِیَتِکَ»

«بار پروردگارا! این دلِ خرابِ من را با اطاعت فرمان خودت آباد کن، و من را با مخالفت فرمان خودت رسوا و مفتضح نکن.»

دل آباد یعنی چه؟

اطاعت فرمان خدا موجب آبادی دل می‌شود. دل آباد دلی است که در آن پر از ایمان به خدا باشد، پر از صفات خوب باشد، پر از نیت‌های خیر و خوب باشد، در آن شرک نباشد، چیزی که بد باشد از صفات و روحیات نفسانی در آن نباشد، نیت انجام دادن گناه و کار بد در آن نباشد، این دل را دل آباد می‌گویند، اما اگر دل اینگونه نباشد اسم آن خراب است.

می‌گوییم خدایا کاری کن با به حرف تو گوش دادن و مراعات تقوا کردن این دلِ خرابِ من آباد بشود، و بعد تذکر می‌دهد که گوش به حرف خدا ندادن یعنی معصیت کردن. این هم در دنیا و هم در آخرت مایه رسوایی است. آدم اگر دزدی کند، برخلاف فرمان خدا کاری انجام بدهد، هم در دنیا رسوا می‌شود و هم در آخرت.

در دنیا او را زندان می‌برند، شلاق می‌زنند، دست او را می‌­برند، آبروی او می‌رود. فردای قیامت هم در پرونده او این دزدی ثبت و ضبط است. آنجا می­‌گویند:«دزدی کردی!»، باید آماده مجازات بشوی یا سایر کارهای دیگر که خدا گفته نکن و انسان برخلاف فرمان خدا انجام می‌دهد این آدم را رسوا می‌کند. آدم به زن خودش ظلم کند، زنش فردا شکایت می‌کند و او را دادگاه می‌برند، رسوا می‌شود. همه می‌گویند این به زن خودش ظلم کرد؛ فحش داد، او را کتک زد؛ حالا او را دادگاه بردند. چرا گناه کردی؟ نباید ظلم می‌کرد، مال مردم را می‌خورد آبروی او می‌رود، می‌آیند درِ خانه او داد می‌زنند. بنابراین معصیت و گناه خدا هم در دنیا آبروی آدم را می‌برد و هم در آخرت.

دل آدم هم خراب است. دلی که قصد معصیت در آن باشد، نیت گناه در آن باشد، آدم نقشه علیه مسلمان بکشد، نسبت به مال او، نسبت به جان او، نسبت به ناموس او، این دل دلِ خراب است. ایمان در این دل خیلی‌خیلی ضعیف است و امکان دارد در طول این گناه‌ها از بین برود.

احکام مصور

اعمال ماه ذی الحجه

قابل توجه """"""""

احکام مصور

درس اخلاق آیت الله مجتهدی

راه غلبه بر نفس، محاسبه است. بعضی اولیای خدا یک دفتری همراه خود داشتند و هر کاری که می کردند می نوشتند، در آخر روز هم نشسته و حساب کارهای خود را می کردند که ما در این روز چه کردیم، چه مقدار اطاعت خداوند متعال را نمودیم، چه مقدار سرپیچی و نافرمانی کردیم.

امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمودند: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ خَیْراً اسْتَزَادَ اللَّهَ مِنْهُ وَ حَمِدَ اللَّهَ عَلَیْهِ وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَیْه» (بحار الأنوار، ج‏67 / 72)

از ما نیست کسی که هر روز به حساب نفس خود نرسد؛پس اگر کار خوبی انجام داده بود خدا را شکر کند و از خدا بخواهد که آن کار را بیشتر و بهتر بتواند انجام دهد و اگر کار بدی انجام داده بود استغفار و توبه نماید.

حضرت رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمودند: « لَا یَکُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى یُحَاسِبَ نَفْسَهُ أَشَدَّ مِنْ مُحَاسَبَةِ الشَّرِیکِ شَرِیکَهُ وَ السَّیِّدِ عَبْده» (بحار الأنوار، ج‏67 / 72)
انسان مؤمن نخواهد بود، تا این که به حساب نفسش برسد؛ شدیدتر از حسابرسی شریک با شریکش و مولی با بنده اش،

امام صادق (علیه السلام) نیز فرمودند: « الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْکِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَیْرَ اللَّه »  (بحار الأنوار ج‏67 /25) (جامع الاخبار 518) قلب، حرم خداوند متعال است پس در حرم او غیر او را ساکن نکن.

گاهی هواپیما برای فرود آمدن به طرف فرودگاه می آید ولی به خلبان پیغام می دهند به علت شلوغ بودن و فرود هواپیماهای زیادی در فرودگاه، فعلاً فرود آمدن ممکن نیست. شب قدر هم، ملائکه بر قلب ما نازل می شوند، لکن جای خالی برای فرود آمدن پیدا نمی کنند (زیرا قلب ما پر از محبت دنیا، خانه، ماشین، پست و مقام ، پول و ثروت و حب معروفیت و مشهوریت و ... است) لذا بر می گردند.

قلب خودت را از غیر خدا خالی کن تا نور خدا و ملائکه خدا بر قلب تو نازل شود. شخصی به حضرت امیر مومنان علی (علیه السلام) عرض کرد شما چگونه به این مقام رسیدید؟ حضرت فرمودند: جلوی در خانه دل نشستم و غیر خدا را راه ندادم.

در کندوی زنبورها همیشه چند زنبور ایستاده اند و اگر اجنبی یا زنبوری که روی گل های بد بو نشسته بخواهد داخل شود، جلوی او را می گیرند و نمی گذارند داخل شود،ما هم باید از این زنبورها یاد بگیریم. شخصی نزد آیة اللّه العظمی اراکی (رحمة اللّه علیه) آمد و تقاضای موعظه کرد، آقا از او پرسیدند شغلت چیست؟ گفت: نجّار. آقا به او فرمودند:

یک در هم برای خودت بساز و بگذار جلوی دِلَت!

ای یکدله و صد دله، دل یک دله کن

مهر دگران را ز دل خود یله کن

تفسیر سوره حمد

ایاک نعبد و ایاک نستعین

شناخت و پذیرش اسمای حسنای خداوند (الوهیت ، ربوبیت ، رحمانیت ، و مالکیت ) انسان غایب از خدا را به محضر او آورده ، شایسته خطاب باری می کند و از این رو عبد سالک پس از معرفت خدا و اعتقاد به اسمای حسنای او ، خود را در محضر خدا یافته ، با التفات از غیبت به خطاب می گوید:
بار خدایا همه عوالم هستی و من ، تنها تو را می پرستیم و در همه شوون هستی خود حتی برای پرستش تنها از تو یاری می جوییم.
سر التفات از غیبت به خطاب:
اگر برای کسی ثابت شد که خدای سبحان جامع همه کمالات وجودی است (الله) و بر سراسر عوالم هستی ربوبیتی مطلقه دارد (رب العالمین) ، رحمت مطلقه او بر هر چیزی سایه انداخته است (الرحمن) ، رحمت مخصوصی برای مومنان و سالکان راهش دارد (الرحیم ) و سرانجام مالکیت بی مرز او در یوم الدین ظهور می کند (مالک یوم الدین ) لذا جز او هیچ موجودی شایسته حضور و خطاب نیست و آنگاه به همه این معارف ایمان آورده و چنین کسی که تاکنون غایب بوده چون نور ایمان آمده ، در هستی به حساب آمده و از غیبت به حضور آمده است و خود را در محضر خدای سبحان می بیند و لیاقت تخاطب پیدا می کند.پس تفاوت در متکلم است که از غیبت به حضور آمده است نه مخاطب که هرگز غایب نیست ولی کسی که این اسمای حسنا را درک نکرد و یا نپذیرفت شایسته مخاطب قرار گرفتن نیست . و حق قرار گرفتن در محضر خدا را ندارد زیرا او غایب است گر چه خداوند مشهود مطلق است.

پرسش پاسخ

س1: با توجه به اینکه قرآن کتاب هدایت است ما را به چه چیزی هدایت می­‌کند؟

ج:« وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ » این صراط مستقیم است. بندگی یعنی صراط مستقیم،

« وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ » گوش به حرف خدا بده، بنابراین هر وقت گوش به حرف خدا دادی در صراط مستقیم هستی،  و اگر ندادی گمراه هستی، خارج (از راه) هستی.

س3: سوال کرده‌­اند معنای لغوی خود « مُسْتَقِیمٌ » در این صراط مستقیم چیست؟

ج:  شما مراجعه کن به لغت قاموس المحیط فیروزآبادی آنجا نوشته است اِستَقامَ یَستَقیمُ یعنی اِعتدَلَ یَعتدِلُ ، مستقیم یعنی معتدل راهی که افراط و تفریط در آن نیست، به عکس آن دوتا - تورات و انجیل - در آن افراط و تفریط هست. در تورات تفریط است همه‌­اش درباره مال و مادیات است، معنویات در آن نیست. انجیل هم تفریط دارد همه‌­اش معنویت است مادیات در آن نیست. در حالی که انسان به دو بُعد محتاج است هم بُعد مادی- ازدواج می‌­‌خواهد، جنگ می‌خواهد، کاسبی می‌خواهد- و هم بُعد معنوی. این صراط مستقیم هر دو را دارد؛ معتدل است. اما آن دو تا هر کدام یک نقصی دارند. نقص هم مربوط به خدا نیست مربوط به خود یهودی­‌هاست. معاند بودند هر چه خدا می‌گفت گوش نمی­‌کردند لذا خدا به همین اندازه بیشتر نیاورد. بنابراین زمان نزول قرآن کریم که صراط مستقیم بود آن دو تا راه از اعتبار افتاد.

تحلیل با خودتون:

پند اندرز

احکام مبتلا به

مرام شهدا در وصیت نامه شهدا

تفسیر سوره ی حمد

مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ     خدایى که  مالک روز جزاست

 

نکته ها

  مالکیّت خداوند، حقیقى است و شامل احاطه و سلطنت است، ولى مالکیّت‏هاى اعتبارى، از سلطه‏ى مالک خارج مى‏شود و تحت سلطه‏ى واقعى او نیست. «مالک یوم الدین»  با آنکه خداوند مالک حقیقى همه چیز در همه وقت است، ولى مالکیّت او در روز قیامت و معاد جلوه‏ى دیگرى دارد؛
 * در آن روز تمام واسطه‏ها و اسباب نسبت به کفار قطع مى‏شوند. «تقطّعت بهم الاسباب»(بقره، 166)
 * نسبت‏ها و خویشاوندى‏ها نسبت به کفار از بین مى‏رود. «فلا انساب بینهم»(مؤمنون،
101)
 * براى کفار مال و ثروت و فرزندان، سودى ندارند. «لاینفع مال و لابنون»(شعراء، 88)
 * بستگان و نزدیکان نیز فایده‏اى نمى‏رسانند. «لن تنفعکم ارحامکم»(ممتحنه، 3)
 * نه زبان کفار، اجازه عذر تراشى دارد و نه فکر آنها، فرصت تدبیر. تنها راه چاره لطف خداوند است که صاحب اختیار آن روز است.  لفظ «دین» در معانى گوناگون به کار رفته است:
الف: مجموعه‏ى قوانین آسمانى. «إنّ الدّین عنداللَّه الاسلام»(آل‏عمران، 19)
ب: عمل و اطاعت. «للّه الدّین الخالص»(زمر، 3)
ج: حساب و جزا. «مالک یوم الدّین»
«یوم الدّین» در قرآن به معناى روز قیامت است که روز کیفر و پاداش مى‏ باشد. یسئلون ایّان یوم الدّین (ذاریات، 12) مى‏ پرسند روز قیامت چه وقت است؟  قرآن در مقام معرّفى این روز، مى‏ فرماید:  ثم ما ادراک ما یوم الدّین . یوم لا تملک نفس شیئاً و الامر یومئذ للّه (انفطار، 18 - 19) (اى پیامبر!) نمى ‏دانى روز دین چه روزى است؟ روزى که هیچ کس براى کسى کارآیى ندارد وآن روز تنها حکم و فرمان با خداست.
«مالک یوم الدّین» نوعى انذار و هشدار است، ولى با قرار گرفتن در کنار آیه‏ ى «الرّحمن الرّحیم» معلوم مى ‏شود که بشارت و انذار باید در کنار هم باشند. نظیر آیه شریفه دیگر که مى ‏فرماید: نبّى‏ء عبادى انّى أنا الغفور الرّحیم . و أنّ عذابى هو العذاب الالیم (حجر، 49 - 50) به بندگانم خبر ده که من بسیار مهربان و آمرزنده ‏ام، ولى عذاب و مجازات من نیز دردناک است. همچنین در آیه دیگر خود را چنین معرّفى مى ‏کند: قابل التَّوب شدید العقاب (غافر،۳) خداوند پذیرنده‏ ى توبه مردمان و عقوبت کننده ‏ى شدید گناهکاران است. در اوّلین سوره‏ى قرآن، مالکیتَ خداوند عنوان شده است، «مالکِ یوم الدّین» و در آخرین سوره، مَلِکیت او. «ملک النّاس»

 پیام ها

 1- خداوند متعال، از جهات مختلف قابل عبادت است و ما باید حمد و سپاس او را به جا آوریم. به خاطر کمال ذات و صفات او که «اللّه» است، به خاطر احسان و تربیت او که «ربّ العالمین» است و به خاطر امید و انتظار رحم و لطف او که «الرّحمن الرّحیم» است و به خاطر قدرت و هیبت او که «مالک یوم الدّین» است.
 2- قیامت، پرتوى از ربوبیّت اوست. «ربّ العالمین... مالک یوم الدین»
 3- قیامت، جلوه‏اى از رحمت خداوند است. الرّحمن الرّحیم مالک یوم الدین

مشاهده مطالب قدیمی تر...